ابزارهای آموزشی

صفحه های افسانه/حقیقت

آشویتس و اتاق های گاز

"اتاق‏های گاز" آشویتز در واقع پناهگاه حمله هوائی بودند

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که ساختمان‏های آشویتز اتاق‏ گاز نبودند و پناهگاه‏ حمله هوائی بودند. در 1997 آرتور باتز (Arthur Butz)، استاد مهندسی برق در دانشگاه نورت وسترن (Northwestern University) در ایلینویز، ادعا کرد که کوره‏های شماره 2 و 3 در بیرکناو "برای تبدیل به پناهگاه حمله هوايي ایده‏آل بودند.... هیچ گزینه بهتری در آشویتز وجود نداشت."

پاسخ: بررسی دقیق‏تر کالاهائی که سفارش داده شده بود و در داخل اتاق‏های گاز استفاده می‏شد و نیز فاصله بسیار زیاد بین سربازخانه‏های اس‏اس (SS) و اتاق‏های گاز در بیرکناو این ادعاهای انکارکنندگان را زیر سؤال می‏برد.

بدون ستون‏های مشبک سیمی، هیچ راهی برای تزریق گاز سیانور به اتاق‏ها وجود ندارد

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که امروز هیچ مدرک فیزیکی یا سندی موجود نیست که وجود سوراخ‏هایی بر روی بام اتاق‏های گاز را تأیید کند. برایان رنک (Brian Renk) از مؤسسه بررسی‏های تاریخی، ادعا می‏کند که هیچ کس نتوانسته است "یک مدرک فیزیکی از وجود سوراخ‏های تزریق سیانور در محل یا حتی اشاره‏ای به آنها در طراحی مفصل اردوگاه یا مدارک ساختمانی پیدا کند...."

پاسخ: با اینکه امروز اثری از ستون‏های مشبک تزریق گاز در دست نیست، وجود آنها را روایت شاهدان عینی- هم مباشران جرم و هم بازماندگان - و نیز مدارک آلمانی بجامانده‏ای که حاوی سیاهه‏ای از آنها هستند تایید می‏کند.

سوراخ‏هایی در بام اتاق‏های گاز وجود داشته‏اند

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند: "نه سوراخی، نه هولوکاستی!" "منطق" آنها این است: اگر سوراخی بر روی بام‏ها وجود نداشته، پس ساختمان‏ها هم اتاق گاز نبودند و آشویتز هم اردوگاه انهدام نبود. چنانچه آشویتز اردوگاه انهدام نبود، در این صورت هولوکاست هم اتفاق نیفتاده است.

پاسخ: مدارک متعددی از اتاق‏های گاز در آشویتز- بیرکناو باقی مانده است. کوره‏‏های 2 و 3 سوراخ‏هایی در بام برای تزریق سیانور به اتاق گاز زیرشان داشتند. شاهدان عینی و شواهد تصویری وجود این سوراخ‏ها را مدلل می‏سازند. یک مطالعه تازه هم محل دقیق آنها را نشان می‏دهد.

آزمایش‏های علمی ثابت می‏کنند که "اتاق گاز" هرگز وجود نداشت

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست ادعا می‏کنند که "گزارش لوکتر" (Leuchter Report)، که آن را به عنوان "علم بی‏طرف" جلوه می‏دهند، عدم وجود اتاق‏های گاز را در آشویتز ثابت می‏کند. در مقدمه این گزارش، دیوید ایروینگ (David Irving)، انکارکننده انگلیسی هولوکاست، می‏نویسد: "بر خلاف نوشته‏های تاریخی، شیمی یک علم دقیق است.... این گزارش به نتایج اعجاب‏آوری رسیده است.... هیچ اثر مهمی [از سیانور هیدروژن]  در... اتاق‏های گاز ننگین اردوگاه... پیدا نشده است.... من باز هم تکرار می‏کنم که شیمی قانونی  یک علم دقیق است."

پاسخ: علیرغم ادعاهای ایروینگ و لوکتر در باب حقیقت بی‏طرف، گزارش لوکتر "علم دقیق" نیست. روش‏های لوکتر به شدت معیوب است و نتیجه‏گیری‏های وی اشتباه است. حتی همین واقعیت هم که "آثار ناچیزی" در خرابه‏های اتاق‏های گاز، که سال‏های سال در معرض عوامل دیگر قرار داشته‏اند، پیدا شده است خود دلیلی است بر وجود اتاق‏های گاز در آشویتز- بیرکناو.

آشویتز- بیرکناو مرکز کشتار نبود

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که آشویتز- بیرکناو مرکز کشتار نبود. گواهی‏های فوت گردآمده در دفاتر اموات آشویتز تنها 69000 مورد مرگ را نشان می‏دهند که تمامی آنها ناشی از مرگ طبیعی بوده‏اند.

پاسخ: دفاتر اموات آشویتز تنها 69000 مورد مرگ را فهرست می‏کنند، چون مرگ بیش از 900000 مرد، زن، و کودکی که مستقیماً از واگن‏های باری قطار به اتاق‏های گاز آشویتز منتقل شدند ثبت نشده‏اند.

هیتلر هیچگاه دستور هولوکاست را صادر نکرد

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که هیچ دستوری مبنی بر اجازه "راه حل نهائی"، که آدولف هیتلر آن را امضا کرده باشد، یافت نشده است. از آنجا که هیتلر به عنوان رهبر کشور فرمان‏های دیگری را امضا ‏کرده است، فقدان دستوری برای از میان بردن یهودیان نشان می‏دهد که این امر هیچگاه به وقوع نپیوسته است. دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکننده هولوکاست، نژادپرست، و ضدیهود خوانده است، در مقدمه کتابش، به نام "جنگ هیتلر" (1991)، می‏گوید حاضر است "یک هزار پوند به فردی" تقدیم ‏کند "که بتواند دست‏کم یک سند متعلق به زمان جنگ را ارائه دهد که مشخصاً نشان دهد که هیتلر، به عنوان مثال، از واقعه آشویتز با خبر بود...." او در پایگاه اینترنتی‏اش اظهار می‏دارد که "هیچ کس تا به حال آن جایزه 1000 پوندی را كه در همه جا هم آگهی شده... برای دست‏کم یک برگ سند متعلق به زمان جنگ مبنی بر اینکه هیتلر از واقعه آشویتز (هولوکاست) باخبر بوده، تا چه رسد به صدور دستور راه حل نهائی، مطالبه نکرده است."

پاسخ: گرچه این یک واقعیت است که تاکنون هیچ سندی با امضای هیتلر در خصوص اجازه اجرای عملیات بیرحمانه‏ای که ما آن را هولوکاست می‏خوانیم یافت نشده، تاریخدانان به شواهدی متوافق از تمامی سطوح سلسله‏ مراتب نازی‏ها اشاره می‏کنند که مشارکت هیتلر را در تمامی ابعاد این اقدام سفاکانه نشان می‏دهد.

کوره جسدسوزی در آشویتز 1 ساختگی است

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که مقامات موزه آشویتز تأیید کرده‏اند که اتاق گاز در آشویتز 1 (اردوگاه اصلی) ساختگی است. دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکننده هولوکاست، نژادپرست و ضدیهود خوانده است، می‏نویسد: "... روزنامه فرانسوی اکسپرس (L'Express) اذعان کرده است که اتاق گازی که به توریست‏ها در آشویتز نشان داده می‏شود ساختگی است و آن را کمونیست‏های لهستانی سه سال پس از جنگ ساختند."

پاسخ: کوره 1 در اردوگاه اصلی "ساختگی" نیست و فضایی است که به صورت اصلی بازسازی شده تا بنای یادبود و نماد تمامی اتاق‏های گاز و کوره‏های مجتمع اردوگاه آشویتز باشد.

ظرفیت کوره های آدمسوزی

خرابی‏ها و تعمیرات باید توانائی نازی‏ها را در سوزاندن اجساد تقلیل می‏‏داد

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که کوره‏های آشویتز- بیرکناو نمی‏توانستند سال‏ها روز و شب کار کنند و خراب نشوند. آنها ادعا می‏کنند کوره‏ها به علت خرابی و تعمیرات مدت‏ها غیر قابل بهره‏برداری بودند.

پاسخ: کوره‏ها البته گاهی خراب می‏شدند و احتیاج به تعمیر داشتند. استفاده از برخی کوره‏ها با تصمیم دولت آلمان متوقف شد و بعضی دیگر در یکی از شورش‏های زندان تخریب شد. ولیکن، وقتی تعداد اجساد از آنچه می‏شد در کوره‏ها سوزاند بیشتر بود، آلمانی‏ها از چاله‏های هوای آزاد استفاده می‏کردند که می‏توانست هزاران جسد را یکباره بسوزاند.

هیچ سند معتبر معاصری موجود نیست که ظرفیت کوره‏ها در بیرکناو را نشان دهد

دعوی: هیچ سند معتبر معاصری موجود نیست که ظرفیت کوره‏ها در بیرکناو را نشان دهد.

پاسخ: انکارکنندگان هولوکاست از قبول اسناد خود آلمانی‏ها در مورد ظرفیت کوره‏ها سر باز می‏زنند. آنها این اسناد معتبر را رد می‏کنند و آنها را تقلبی می‏دانند.

هیچ مدرکی دال بر وجود چاله‏های سوزاندن اجساد در هوای آزاد در آشویتز- بیرکناو به دست نیامده است

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که هیچ مدرکی دال بر چاله‏های سوزاندن اجساد در هوای آزاد در آشویتز- بیرکناو پیدا نشده است. کارلو ماتونیو (Carlo Mattogno)، انکارکننده ایتالیائی هولوکاست، محاسبات پیچیده‏ای را انجام داد تا "اثبات کند" کوره‏ها در آشویتز- بیرکناو به هیچ وجه قادر نبودند 1.1 میلیون جسد را بسوزانند. ولی کوشش ماتونيو و سایر انکارکنندگان بی‏نتیجه است، چون شواهد معتبری در دست است که نشان می‏دهد وقتی تعداد اجسادی که باید در کوره‏ها سوزانده می‏شدند از حد می‏گذشت آنها را در هوای آزاد می‏سوزاندند.

پاسخ: شواهد تاریخی نشان می‏دهد که وقتی کوره‏های موجود در آشویتز- بیرکناو نمی‏توانستند از پس حجم کار برآیند، روش سوزاندن اجساد در هوای آزاد به کار گرفته می‏شد. عکس‏های هوائی و زمینی عمل سوزاندن اجساد در هوای آزاد را نشان می‏دهند و شهادت شاهدان عینی صحت آنها را تأیید می‏کنند.

هیچگاه به اندازه کافی کُک (زغال سنگ) در آشویتز- بیرکناو برای سوزاندن 1000000 جسد وجود نداشت

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که هیچگاه در آشویتز- بیرکناو به اندازه کافی کک (ذغال سنگ) برای سوزاندن بیش از 1 میلیون جسد در کوره‏ها وجود نداشت. دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکننده هولوکوست، نژادپرست و ضدیهود خوانده است، در سال 2000 در محاکمه‏ای به اتهام افترا به پرفسور دبورا لیپستادت (Deborah Lipstadt) در لندن، به مقدار کک مورد نیاز برای سوزاندن یک جسد اشاره کرد. در جریان سؤال و جواب از پرفسور روبرت یان ون پلت (Robert Jan van Pelt)، متخصص آشویتز، او یک بطری آب روی میز گذاشت و پرسید: "آیا شما واقعاً و صمیمانه باور دارید که می‏توانید یک جسد را با مقدار ککی که در این بطری جا می‏گیرد بسوزانید؟ آیا شما چنین چیزی می‏گویید؟"

پاسخ: از آنجا که مستندات ما ناقص‏اند، احتمالاً هیچوقت به مقدار دقیق ککی که به آشویتز تحویل داده شد یا مقدار کک مورد نیاز برای سوزاندن اجساد پی نخواهیم برد. گذشته از این، سوزاندن اجساد متعدد به صورت همزمان، استفاده بی‏وقفه از کوره‏ها، استفاده از سوخت‏های دیگر و نیز چاله‏های جسدسوزی در هوای آزاد این سؤال را بی مورد می‏سازد.

کوره‏ها در آشویتز نمی‏توانستند اجساد 1.1 میلیون یهودی را از میان ببرند

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که کوره‏ها در آشویتز به هیچ وجه نمی‏توانستند جنازه‏های 1.1 میلیون یهودی را که قاعدتاً در آنجا مرده‏اند از میان ببرند. آنها استدلال می‏کنند که حتی سوزاندن یک جسد در یک کوره عادی غیرنظامی هم ساعت‏ها به طول می‏انجامد. فرد لوکتر (Fred Leuchter) در "گزارش لوکتر" ادعا می‏کند از آنجا که کوره‏های جدید یک جسد را در 1.25 ساعت می‏سوزانند، یا 19.2 جسد را در 24 ساعت، این به آن معنی است که این امر در مورد آشویتز- بیرکناو نیز صحت دارد و "تنها" 85092 جسد را ممکن است در آنجا سوزانده باشند.

پاسخ: مسؤولان آشویتز دغدغه احترام به مردگان را نداشتند و واضح است که پیرو قوانین مدنی سوزاندن مردگان هم نبودند. آنها اجساد بسیاری را همزمان می‏سوزاندند و برای تیز نگه داشتن آتش مدام اجساد دیگری را هم اضافه می‏کردند. بنابرین، استناد به فرایند غیرنظامی سوزاندن مردگان به این عنوان که کوره‏های آشویتز- بیرکناو نمی‏توانستند از پس این تعداد جسد برآیند قیاسی است مع الفارق.

آن فرانک

خاطرات آن فرانک با جوهر نوشته شده است

دعوی: دیوید ایروینگ (David Irving)، انکارکننده معروف هولوکاست، اظهار نموده است که قسمت‏هائی از خاطرات آن فرانک با قلم خودکار نوشته شده است که تا اوایل دهه 1950 هنوز در دسترس همگان نبود.

پاسخ: آن فرانک متن خاطرات خود را با قلم خودنویس نوشته است. تنها آثار قلم خودکار متعلق به دو یاداشت متفرقه است که شخص دیگری آنها را نوشته و بعدها در میان سایر اوراق گذاشته است، و نیز برخی از شماره‏های صفحات که در جریان گردآوری و تنظیم اوراق اضافه شده‏اند.

خاطرات آن فرانک جعلی است

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست ادعا می‏کنند که خاطرات آن فرانک (Anne Frank) جعلی است و توسط پدرش، اتو فرانک (Otto Frank)، برای به دست آوردن پول نوشته شده است. دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکننده هولوکاست، نژادپرست، و ضدیهود اعلام کرده است، خاطرات او را "داستان" می‏خواند. ایروینگ همچنین می‏پرسد که چگونه دختری نوجوان می‏تواند آنچنان "پخته" بنویسد. ایروینگ، علیرغم اظهاراتش در مورد این خاطرات، اذعان نمود که هیچگاه تمامی خاطرات را نخوانده است، چرا که "زندگی برای این کار بسیار کوتاه است."

پاسخ: ولیکن، بررسی فیزیکی دفترچه‏ها، کاغذها، و جوهری که آن فرانک به کار برده بود ثابت می‏کند که آنها متعلق به همان زمان هستند. از این گذشته، دستخط و نحوه نوشتن حروف در خاطرات با سایر نوشته‏های منسوب به آن فرانک تفاوتی ندارد. گرچه اتو فرانک مواردی خیلی شخصی را در نسخه چاپی ویرایش کرده، ولي به نوشته‏های دخترش وفادار مانده است. آخر اینکه، این اتهام که این نوشته‏ها برای یک دختر نوجوان بیش از حد پخته است صحیح نیست. آن فرانک در طی 25 ماهی که در خفا به سر مي برد تغییر مي کند و یادداشت‏های روزانه‏اش این تغییر را مکتوب می‏سازد.

زندگی خانواده فرانک در پستوی یک ساختمان غیرممکن بود

دعوی: در 1982، روبرت فوریسن (Robert Faurisson)، انکارکننده فرانسوی هولوکاست، ادعا کرد که در خفا زندگی کردن در پستوی مخفی یک ساختمان غیرممکن است. او همچنین ادعا کرد که ممکن نیست این خاطرات "به هیچ وجهی اصیل" باشد، و اینکه یک "اثر جعلی ادبی" است و باید "در همان تاقچه‏ای گذاشته شود که در حال حاضر هم مملو از خاطرات دروغین است."

پاسخ: زندگی در پستوی مخفی ساختمان دشوار بود، ولی غیر ممکن نبود. ساکنان، در هنگام اختفا در قسمت پاگرد ساختمان، که از طریق یک قفسه متحرک کتاب به دفتری کوچک راه می‏برد، در طی 25 ماه زندگی مخفی چندین بار تا مرز خطر پیش رفتند، ولی مراقب بودند که ساکت باشند و هیچ علامتی از حضور خود در آنجا به دنیای خارج و کسانی که در آن زمان در ساختمان بودند بروز ندهند.

شب شیشه های شکسته (Kristallnacht)

"یهودیت بین‏المللی" مسبب کشتار کریستال ناخت بود

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که "یهودیت بین‏المللی" هزینه قتل ارنست وام رات (Ernst vom Rath) به دست هرشل گرینزپان (Herschel Grynszpan) را تقبل کرد و سپس مرگ وام رات را بهانه‏ای قرار داد برای آغاز کشتار کریستال ناخت (Kristallnacht). "یهودیت بین‏المللی" این کار را کرد تا هم برای دولت آلمان ایجاد دردسر کند و هم همدردی بین‏المللی را جهت باز کردن درها برای مهاجرت یهودیان، علی‏الخصوص به فلسطین، برانگیزد. اینگرید وکرت (Ingrid Weckert)، انکارکننده آلمانی هولوکاست، تا آنجا پیش رفت که تمام سران نازی را از هر تقصیری در کشتار مبرا کرد و گفت که کریستال ناخت را یک سازمان دفاعی یهودی فرانسوی، به نام "انجمن بین‏المللی ضد یهودستیزی" (LICA) ، طراحی کرده است.

پاسخ: هرشل گرینزپان از طرف "یهودیت بین‏المللی" یا انجمن ضد یهودستیزی حمایت نمی‏شد. او تفنگ را با پول خود خرید و به سفارتخانه‏ای رفت که وام رات را در آن به ضرب گلوله کشت. وکیل اول او به درخواست اقوامش از طرف انجمن ضد یهودستیزی منسوب شده بود و هزینه او هم با پولی پرداخت شد که در ایالات متحده جمع شده بود. "یهودیت بین‏المللی" هم هیچ "تحریک‏‏کننده‏ای" را به منظور برانگیختن کشتار به سراسر آلمان نفرستاد. این کشتار را هیتلر آغاز کرد، توسط گوبلز به جریان افتاد، و به دست رهبران محلی حزب نازی (Gauleiters) و گاردهای تحت فرمان آنها به اجرا درآمد.

آدولف هیتلر از کشتار کریستال ناخت باخبر نبود و اجازه انجام آن را نداد

دعوی: دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکننده هولوکاست، نژادپرست، و ضدیهود خوانده است، این بحث را پیش می‏کشد که هیتلر تا اواسط کشتار کریستال ناخت (Kristallnacht) در مورد آن چیزی نمی‏دانست. ایروینگ اظهار می‏کند که این کشتار توسط جوزف گوبلز (Josef Goebbels)، وزیر تبلیغات رژیم آلمان، بدون اطلاع هیتلر آغاز شد.

پاسخ: در پرتو این واقعیت قابل تحقیق که هیتلر در جلسه خود با گوبلز از وجود اغتشاش‏های پیشین مطلع شد، او می‏باید اجازه حملات گسترده علیه یهودیان، مایملک آنها، و مغازه‏هایشان را داده باشد.

خشونت و خسارات کریستال ناخت را خود یهودیان به شدت بزرگ کردند تا همدردی دیگران را جلب کنند

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند صدمه به اموال یهودیان، تعداد حملات و میزان کشته‏ها در حادثه کشتار کریستا‏ل‏ ناخت (Kristallnacht) را خود یهودیان به منظور جلب همدردی دیگران به شدت بزرگ کردند. دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکننده هولوکاست، نژادپرست، و ضدیهود خوانده است، خسارات جانی و حملات وحشیانه علیه افراد و وسعت تخریب اموال یهودیان را ناچیز می‏شمارد تا رنج یهودیان را کم جلوه دهد.

پاسخ: در فاصله 9 و 10 نوامبر 1938، صدها کنیسه به آتش کشیده شد، هزاران مغازه و خانه یهودی تخریب گشت، حداقل 91 یهودی به قتل رسیدند، و بسیاری دیگر مورد حمله قرار گرفتند و به شدت صدمه دیدند. بیش از 20000 مرد یهودی دستگیر شدند و به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند و در آنجا مورد بدرفتاری و ارعاب قرار گرفتند.

مسببان کریستال ناخت به نحو مناسب در دادگاه‏های جنائی مجازات شدند

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که آنهایی که در واقعه کشتار کریستال ناخت (Kristallnacht) مرتکب آتش‏سوزی، قتل، حمله، و غارت شدند به نحو مناسب در دادگاه‏های جنائی مجازات شدند. در نظر آنان، این بدان معنا است که رژیم نازی این کشتار را آغاز و یا تأیید نکرده بود. دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکننده هولوکاست، نژادپرست و ضدیهود خوانده است، ادعا می‏کند که رودلف هس (Rudolf Hess)، رئیس حزب نازی و از محرمان هیتلر، "به گشتاپو و دادگاه حزب دستور داد تا مبدا خشونت آن شب را پیدا کنند و مقصران را به دادسرای عمومی تحویل دهند."

پاسخ: اگرچه انکارکنندگانی چون ایروینگ می‏خواهند ما باور کنیم که هر فردی که مرتکب جرمی جدی می‏شد با برخوردی مناسب در دادگاه جنائی روبرو می‏شد، این امر واقعیت ندارد. در واقع، رهبران نازی با موفقیت مانع آن شدند که اکثریت مرتکبین مورد پیگرد قانونی قرار گیرند. تنها پرونده دو مرد به دادگاه جنائی ارسال شد - آن هم برای "اختلاط نژادی" - که نازی‏ها آن را عملی شنیع می‏دانستند. تمامی جرائم دیگر - از جمله قتل یهودیان -  را یا بخشیدند و یا نادیده گرفتند.

هنگامی که آدولف هیتلر به کشتار کریستال ناخت پی برد، سعی کرد آن را متوقف کند

دعوی: دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن وی را انکارکنده هولوکاست، نژادپرست، و ضدیهود خوانده است، می‏گوید هنگامی که هیتلر به کشتاری که توسط جوزف گوبلز (Joseph Goebbels)، وزیر تبلیغات رژیم آلمان، آغاز شده بود پی برد "از عصبانیت کبود" شد و دستور داد تا سریعاً متوقف شود.

پاسخ: آدولف هیتلر کوششی در متوقف ساختن کشتار کریستال ناخت (Kristallnacht) به عمل نیاورد. او به گوبلز اجازه داد تا آن را آغاز کند. مسؤولان دیگر حزب نازی، در بین افراد نزدیک به هیتلر و زیردستانشان، در طول آن شب دستورالعمل‏هایی به منظور هدایت کشتار به بهترین وجه – و نه متوقف ساختن آن – صادر کردند.

درسدن

250000 نفر در حمله هوائی درسدن کشته شدند

دعوی: دیوید ایروینگ (David Irving)، که دادگاه عالی لندن او را انکارکننده هولوکاست، نژادپرست، و ضدیهودی خوانده است، ارقام مختلفی از کشته‏ها در کتاب‏ها و سخنرانی‏های خود ارائه کرده است. ارقام وی از 100000 تا 250000 نفر متغیر است. او همچنین تشابهی بین درسدن (ِDresden) و آشویتز می‏بیند. در یک مصاحبه تلویزیونی در نوامبر 1991، ایروینگ درسدن را با آشویتز مقایسه می‏کند و می‏گوید که 25000 تن در آشویتز کشته شدند، ولی "... ما پنج برابر این رقم را در درسدن در یک شب به قتل رساندیم."

پاسخ: تحقیقات قطعی نشانگر آن است که تعداد افراد کشته شده در درسدن در حدود 25000 تن بود. ایروینگ در حالی که در تعداد کشته‏شدگان در درسدن مبالغه می کند تعداد کشته‏شدگان آشویتز را ناچیز می‏شمارد تا به این ترتیب قساوت متفقین و نازی‏ها را یکسان نشان دهد. این دو یکسان نبودند.

درسدن شهرفرهنگی بی‏دفاعی بود بدون هیچگونه اهمیت نظامی یا صنعتی

دعوی: انکارکنندگان هولوکاست می‏گویند که بمباران درسدن (Dresden) توسط متفقین جنایتی جنگی و عملی وحشیانه بود، چون که درسدن شهر فرهنگی بی‏دفاعی بود و هیچگونه اهمیت نظامی یا صنعتی نداشت.

پاسخ: درسدن یک هدف نظامی مشروع بود. این شهر یکی از نقاط کلیدی تقاطع خطوط آهن بود و از این رو کانون عبورومرور نیروهای نظامی به شمار می‏آمد.

گرشتین گزارش

گزارش گرشتین یک سند سازی است و سایر مدارک عینی هم سست و بی دوام یا دارای نقص است.

ادعا: گزارش گرشتین درباره قتل با گاز در بلزک، تربلینکا چیزی مثل یک "سند سازی" آشکار است که کل داستان آن غیرقابل باور است. شهادت بازماندگان یهودی و جنایتکاران اس اس دنباله رو گزارش گرشتین می باشد و اصلا قابل باور نیست.

پاسخ: تاریخ معتبر از طریق مقایسه مدارک عینی و مستند با یکدیگر برای به دست آوردن بهترین تفسیر معقول در بین همه منابع و حل خطاها و گمانه زنی ها نوشته می شود. در این حالت، شهادت جنایتکاران و بازماندگان گزارش گرشتین و تمام نکات اصلی مربوط به روند قتل عام را به اثبات می رساند.

کورت گرشتین یک شاهد غیر قابل اعتماد است

ادعا: "داستان" قتل عام یهودیان در اردوگاه های عملیاتی راینهارد در اتاق های گاز با استفاده از گاز موتور فقط بر اساس شهادت غیر قابل باور بعد از جنگ کورت گرشتین، یکی از افسران اس اس که شاهد کشتار دسته جمعی در بلزک بوده است، می باشد.

پاسخ: به منظور پاک کردن مرگ 1.5 میلیون زن و مرد و بچه یهودی در بلزک، سوبیبور و تربلینکا، انکار کنندگان هولوکاست باید به هر قیمتی گفته ها و گزارش گرشتین را رد کنند.

متفقین کورت گرشتین را برای گرفتن اعترافات دروغ شکنجه کردند

ادعا: واقعیات درباره مرگ گرشتین و از بین رفتن جسد او مشکوک است.

پاسخ: راسینیر خوانندگان خود را درباره واقعیات مرگ گرشتین عمداً گمراه می کند تا بتواند متفقین را در مورد سند سازی گمراه کننده، شکنجه، قتل و سرپوش گذاشتن با هدف نهایی بی اعتبار کردن مدارک شاهد عینی گرشتین مورد اتهام قرار دهد.

گزارش گرشتین در نورنبرگ رد شد

ادعا: گزارش گرشتین چیزی مثل یک "سندسازی ناشیانه" بود و زمانی که متن فرانسوی آن بعنوان سند در دادگاه نظامی بين المللی در نورنبرگ در 30 ژانویه 1946 ارائه شد دادگاه آن را به عنوان یک مدرک نپذیرفت.

پاسخ: در تلاش برای رد گزارش گرشتین بعنوان مدرک راسینیر دروغ می گوید. قاضی ها گزارش گرشتین را "دور نینداختند". هنگامی که به گواهی مفقود شده فرضی اشاره شد، همان روز این گزارش بعنوان مدرک در دادگاه ارائه شد.

گزارش گرشتین پر از ناممکن هاست: بنابراین دروغ است

ادعا: گزارش گرشتین پر از حرف های پوچ و ناممکن است و باید کل گزارش را بعنوان یک سند جعلی کنار گذاشت.

پاسخ: منکران هولوکاست در تلاشی سخت برای بی اعتبار کردن گزارش گرشتین هستند به همین دلیل روی هر نکته کوچکی که پیدا کنند سخت کار می کنند بنابراین ادعای آنها این است که این گزارش باید رد شود چون غیر قابل باور است. اما داستان گرشتین در تمام نسخه هایی که تشخیص داده شده به دست خط او می باشد زمانی که آنها با آنچه او با چشمان خود دیده مطابقت داده می شود کاملا مشابه و سازگار است: قتل با گاز که او در بلزک دیده است.

کامیون های حامل گاز

اسناد مربوط به وجود کامیون های حامل گاز جعلی هستند.

ادعا: اسنادی که صریحاً درباره ساخت و استفاده از کامیون های حامل گاز صحبت می کنند "نامعتبر" بوده و منبع آنها "مشکوک" است.

پاسخ: نامه های مربوط به کامیون های حامل گاز "نامطمئن" یا "مشکوک" و جعلی نمی باشند.انکار کنندگان هولوکاست کل داستان را برای خوانندگان خود تعریف نمی کنند. شهادت و اظهارات افرادی که در طراحی، ساخت و استفاده از کامیون های حامل گاز همکاری داشتند به اطلاعات موجود در این نامه ها کمک می کند.

شاهدان عینی وجود کامیون های حامل گاز قابل اعتماد نمی باشند

ادعا: شواهد و مدارک شاهدان عینی درباره استفاده از کامیون های حامل گاز در اردوگاه مرگ چلمنو و واحدهای Einsatzgruppen در شرق بر اساس شایعاتی می باشد که در محاکمه های سؤال برانگیز برگزار شده در اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ پخش شد. این "مدارک" بر محاکمه های برگزار شده در آلمان پس از جنگ نیز تأثیر گذاشت.

پاسخ: وکرت از روش های انکار هولوکاست رایج جهت بی اعتبار کردن مدارک شاهدان عینی استفاده کرده و آنها را انکار و رد می کند. وی نمونه های جزئی بی ربطی را از بین حجم زیادی از مدارک و شواهد شاهدان عینی موجود انتخاب می کند و سپس آنها را به دقت و به صورت جزء به جزء و بدون توجه به این که اینها مدارک جزئی و بی ربطی می باشند، برای یافتن ناهماهنگی های احتمالی بررسی می کند. حقیقت این است که تناقض های کوچک به اعتبار و صحت کلی و نزدیکی گفته های شواهد عینی کمک می کند، زیرا توضیحات کاملاً مشابه به نظر می رسد که فقط عباراتی باشند که حفظ شده اند.

کامیون های حامل گاز وجود نداشتند

ادعا: هیچ سند معاصری در اثبات وجود کامیون های حامل گاز وجود ندارد. بنابراین چنین کامیون هایی وجود نداشتند.

پاسخ: وکرت اشتباه می کند. کامیون های حامل گاز وجود داشتند. اسناد باقیمانده نشان می دهند که کامیون های حامل گاز در اواخر سال 1941 و اوایل سال 1942 در برلین طراحی و ساخته شد و سپس به اردوگاه مرگ چلمنو و واحدهای Einsatzgruppen در شرق جهت کمک به کشتار جمعی یهودیان و اقشار دیگر منتقل شدند.

گورهای دست جمعی

در اردوگاه ها فضای کافی برای گورهای دسته جمعی وجود ندارد

ادعا: "گفته می شود در تربلینکا، بلزک و سوبیبور تقریباً 1.38 میلیون جسد دفن شده است... موضوع این است که برای این تعداد جسد طبق نقشه ها و مدل ها فضای کافی دفن وجود ندارد."

پاسخ: محاسبات فیلم ساز آمریکایی منکر هولوکاست عمداً با اغراق همراه است تا به هدف نهایی خود یعنی "اثبات" اینکه تربلینکا، بلزک و سوبیبور اردوگاه های موقت پناهندگان بوده اند و اردوگاه های مرگ نیستند دست یابد. نتیجه گیری های او بر مبنای فرضیات ناقص بوده و به همین دلیل نتیجه گیری های او غلط می باشد.

در بلزک گور دسته جمعی وجود ندارد

ادعا: در حفاری هایی که از 33 گور دسته جمعی در اردوگاه مرگ بلزک از 1977 تا 2000 نقشه برداری شد فقط آثار کمی از کل باقیمانده های اجساد انسانی در آنها پیدا شد. این آثار نتیجه مرگ در اثر بیماری و آسیب هایی است که به تعدادی از یهودیان هنگام تبعید از مناطق دورتر به شرق وارد شده است --- و برنامه قتل عام در کار نبوده است.

پاسخ: واقعیات به دست آمده از دو بررسی جداگانه در فاصله 60 سال از یکدیگر نشان می دهد بقایای اجساد 450000 زن و مرد و بچه یهودی در بلزک دفن شده است. مرگ آنها بخشی از یک رشته قتل عام های منظم به وسیله آلمانی هاست و فقط نتیجه مرگ در اثر بیماری و آسیب نیست که در طول تبعید روی داده باشد.

در تربلینکا گورهای دسته جمعی وجود ندارد

ادعا: در اردوگاه مرگ تربلینکا در لهستان هیچ گور دسته جمعی وجود ندارد.

پاسخ: اظهارنظر کرگ مبنی بر اینکه خاک تربلینکا دست نخورده است و گور دسته جمعی وجود ندارد غلط است. او فقط یک عکس ارائه کرده است که بنظر می رسد خاک دست نخورده تربلینکا را نشان می دهد اما هرگز سندی ارائه نشده است. بدون استناد صحیح ما دلیلی نداریم که نشان دهیم حتی عکس گرفته شده متعلق به خاک تربلینکا باشد.

نمی توان در گوری به اندازه یک مرغدانی 80000 نفر را دفن کرد.

ادعا: غیر ممکن است آلمانی ها توانسته باشند "جمعیتی به اندازه تماشاچیان استادیوم رز باول" (حدود 80000 نفر) را در مکانی "به اندازه یک مرغدانی" دفن کرده باشند.

پاسخ: مدارک قانونی جدید نشان می دهد که اشارات فیلم ساز به اینکه گورهای دسته جمعی در سوبیبور اندازه ای در حدود یک "مرغدانی" داشته اند غلط است. واقعیت این است که تعداد زیادی اتاق برای گورها و کوره های آدم سوزی وجود داشته است.

دیزل اگزوز

آلمانی ها می توانستند به جای موتورهای دیزلی از گاز مولد استفاده کنند.

ادعا: آلمانی ها می توانستند از موتورهای "گاز مولد" جهت کشتار افراد در اتاق ها و کامیون های حامل گاز استفاده کنند، چون این موتورها نسبت به موتورهای دیزلی مونوکسید کربن بیشتری تولید می کنند.

پاسخ: در واقع، موتورهای گاز مولد یا ژانراتورها نسبت به موتورهای بنزینی و دیزلی موجود و دارای کاربرد آسان بسیار خطرناک تر ها و نهایتاً از کارایی کمتری برخوردارند. البته این به آن معنا نیست که چون آلمانی ها از موتورهای دیزلی یا بنزینی به جای موتورهای گازی یا ژ نراتور استفاده کردند، کشتار حدود 1.5 میلیون نفر یهود هرگز اتفاق نیفتاده است.

اکسیژن موجود در دود اگزوز دیزل بیش از آن است که باعث کشته شدن از طریق خفگی شود

ادعا: دود اگزوز موتور دیزلی حاوی 18% اکسیژن است تا در صورتی که انسان در معرض دود آن قرار بگیرد، از خفگی نمیرد.

پاسخ: نکته مهم در امکان مرگ انسان با اگزوز موتور دیزلی این است که این دود حاصل از اگزوز علاوه بر اینکه باعث آلودگی هوا با گازهای سمی از جمله مونوکسید کربن می شود بلکه اکسیژن آنرا نیز می گیرد. تحقیقی که منکرین هولوکاست به عنوان اثبات این امر که دود اگزوز موتور دیزلی همیشه حاوی 18% اکسیژن است ذکر می کنند، نشان می دهد در صورتی که موتور کمی متفاوت با تنظیمات مشخص شده توسط سازنده راه اندازی شود، ایجاد نتیجه ای دقیقاً معکوس امکان پذیر است. برگ با تحریف، دستکاری و حذف شواهد و مدارک قصد دارد به نتیجه قبلی برسد که دود اگزوز موتور دیزلی نمی تواند عامل مرگ انسان باشد.

دود و دوده نمی تواند عامل مرگ باشد.

ادعا: دود و دوده سیاه در اگزوز دیزل، طبق گفته فریدریک برگ، یک منکر هولوکاست آمریکایی می تواند " . . باعث ناراحتی هر گروهی از قربانیان شده باشد اما بدترین مشکلی که ممکن است برای آنها پیش بیاید سردرد است."

پاسخ: دود و دوده سنگین موجود در اگزوز موتور دیزلی می تواند باعث مرگ شود. در حالیکه احتمال بسیار اندکی وجود دارد که دود و دوده تنها دلیل مرگ در کامیون های حامل گاز و اتاق های گاز باشند اما همین مواد در صورت وجود مونوکسید کربن، چند گاز سمی دیگر و کمبود اکسیژن در اگزوز دیزل می توانند به مرگ انسان کمک کنند.

فقط موتورهای بنزینی می توانند گازهای سمی کافی جهت کشتن افراد تولید کنند

ادعا: در نتیجه مطالعات برگ فریدریک، یک منکر آمریکایی هولوکاست، "محققین هولوکاست" "ناامید" شدند زیرا در ارتباط با قتل عام 1.5 میلیون یهودی در اردوگاه عملیاتی راینهارد با اگزوز موتور دیزلی، شواهد بسیار اندکی در دست دارند.

پاسخ: انتقاد منکرین هولوکاست مبنی بر اینکه "متخصصین هولوکاست" داستان خود را در نیمه راه در پاسخ به بحث های منکرین هولوکاست تغییر می دهند، اصلاحات لازم و عادی در سوابق تاریخی است، که به دنبال یافتن اطلاعات دقیقتر صورت می پذیرد.

موتورهای دیزلی به تنهایی وسایل کشتار مناسبی نبودند

ادعا: نظریه استفاده از دود اگزوز موتور دیزلی جهت کشتار 1.5 میلیون یهودی در کامیون ها و اتاق های گاز متعلق به سه اردوگاه مرگ راینهارد در جنوب شرقی لهستان "ابلهانه" و "کاملا ًغیر قابل باور" است.

پاسخ: مونواکسید کربن حتی در غلظت های بسیار پایین، به عنوان مثال 10/4 یک درصد (0.4%) یا 4000 قسمت در 1,000,000، کشنده است. اگرچه موتورهای دیزلی نسبت به موتورهای بنزینی مونوکسید کربن کمتری را در دود اگزوز خود تولید می کنند، اما همین مقدار کم نیز همانطور که در بخش 2 این مجموعه خواهیم دید کشنده است.

مونوکسید کربن کافی در دود اگزوز موتور دیزلی جهت کشتن انسان ها وجود ندارد.

ادعا: اگزوز موتور دیزلی "همیشه" حاوی "کمتر از 1% مونوکسید کربن است".

پاسخ: یک موتور دیزلی را می توان به صورتی تنظیم کرد که مونوکسید کربن کشنده تولید کند.

سوزاندن دسته جمعی

فضای کافی در اردوگاه های عملیاتی راینهارد برای خرد کردن استخوان ها وجود نداشت

ادعا: در نواحی اعدام اردوگاه های عملیاتی راینهارد فضای کافی برای خرد کردن استخوان ها وجود نداشت. فیلم ساز آمریکایی انکار کننده هولوکاست درباره تربلینکا می پرسد: “آنها کجا اجساد سوزانده شده جمعیتی به اندازه سانفرانسیسکو را خرد و پودر می کردند؟

پاسخ: اگر این موضوع اینقدر وحشتناک و ترسناک نبود، سناریوی فیلم ساز آمریکایی انکار کننده هولوکاست مضحک و خنده دار به نظر می رسید. فیلم ساز آمریکایی انکار کننده هولوکاست قبلاً تمایلش را برای پیچیده تر کردن همه چیز نشان داده است او با این کار می خواهد همه چیز را به عنوان غیر ممکن جلوه دهد. بعضی اوقات استخوان ها را با دستگاه و برخی اوقات با دست خرد می کردند. روش دقیقی نبود اما نتیجه قابل قبول بود. محتویات گورهای دسته جمعی در بلزک نشان می دهد که چنین اتفاقی روی داده است.

اجساد قربانیان یهودی "به خودی خود" نمی توانست بسوزد

ادعا: گزارشهای شاهدان که ادعا می کردند اجساد "مثل چوب" می سوختند، صحت ندارد: اجساد نمی توانست به خودی خود بسوزد.

پاسخ: اگرچه اجساد در کل خود به خود شعله ور نمی شوند، آلمانها روشهایی را ابداع کرده بودند تا کارآیی مراحل انجام کار را افزایش دهد. برای مثال آنها یافتند که اجساد قوی هیکل و آنهایی که چربی بیشتری داشتند، مثل زنان، بهتر می سوخت و بنابراین در لایه های زیرین کوره سوزاندن قرار داده می شدند تا بهتر شعله ور شود.

اجساد قربانیان یهودی "به خودی خود" نمی توانست بسوزد

ادعا: گزارشهای شاهدان که ادعا می کردند اجساد "مثل چوب" می سوختند، صحت ندارد: اجساد نمی توانست به خودی خود بسوزد.

پاسخ: اگرچه اجساد در کل خود به خود شعله ور نمی شوند، آلمانها روشهایی را ابداع کرده بودند تا کارآیی مراحل انجام کار را افزایش دهد. برای مثال آنها یافتند که اجساد قوی هیکل و آنهایی که چربی بیشتری داشتند، مثل زنان، بهتر می سوخت و بنابراین در لایه های زیرین کوره سوزاندن قرار داده می شدند تا بهتر شعله ور شود.

تل مرده سوزی هندوها می توانست بهترین از این مرده ها را بسوزاند

ادعا: اگر طراحی کوره های آدم سوزی شبیه به تل مرده سوزی هندوها بود می توانست بهتر از این مؤثر باشد زیرا بقایا مستقیما روی چوب قرار می گرفت و "همانطور که چوب پایین می رفت اجساد هم پایین می رفتند، و اجساد روی چوب قرار می گرفت".

" پاسخ: در واقع، تل مرده سوزی هندوها برای سوزاندن فقط یک جسد مؤثر بود، و برای سوزاندن هزاران نفر غیرعملی بود.

تل مرده سوزی هندوها می توانست بهترین از این مرده ها را بسوزاند

ادعا: اگر طراحی کوره های آدم سوزی شبیه به تل مرده سوزی هندوها بود می توانست بهتر از این مؤثر باشد زیرا بقایا مستقیما روی چوب قرار می گرفت و "همانطور که چوب پایین می رفت اجساد هم پایین می رفتند، و اجساد روی چوب قرار می گرفت".

" پاسخ: در واقع، تل مرده سوزی هندوها برای سوزاندن فقط یک جسد مؤثر بود، و برای سوزاندن هزاران نفر غیرعملی بود.

دندانهایی که زمانی متعلق به انبوه کثیر قربانیان سوزانده شده بود کجاست

ادعا: قتل 1.8 میلیون نفر در اردوگاههای عملیاتی رینهارد باید 55 میلیون دندان در قبرها بجای گذارد اما هنوز دندانی یافت نشده است.

،پاسخ: دندانپزشکان پزشک قانونی دریافته اند که بعد از سپری کردن مدت زمان کوتاهی در آتش که به اندازه کافی برای سوزاندن اجساد گرم بوده است (بین 1400 تا 2100 درجه فارنهایت)، دندانها عمدتاً خراب می شوند یا آنقدر سست می شوند که به آسانی خرد می شوند، این کار در روش خرد کردن استخوانها بدنبال سوزاندن اتفاق می افتاد.

دندانهایی که زمانی متعلق به انبوه کثیر قربانیان سوزانده شده بود کجاست

ادعا: قتل 1.8 میلیون نفر در اردوگاههای عملیاتی رینهارد باید 55 میلیون دندان در قبرها بجای گذارد اما هنوز دندانی یافت نشده است.

،پاسخ: دندانپزشکان پزشک قانونی دریافته اند که بعد از سپری کردن مدت زمان کوتاهی در آتش که به اندازه کافی برای سوزاندن اجساد گرم بوده است (بین 1400 تا 2100 درجه فارنهایت)، دندانها عمدتاً خراب می شوند یا آنقدر سست می شوند که به آسانی خرد می شوند، این کار در روش خرد کردن استخوانها بدنبال سوزاندن اتفاق می افتاد.

سوزاندن اجساد به مقدار زیادی چوب نیاز داشت: قسمت 1 از 2

ادعا: آتشی که در بلزک، سوبیبور و تربلینکا برای سوزاندن اجساد استفاده می شد به مقدار بسیار زیادی چوب برای سوزاندن اجساد به تعداد گزارش شده نیاز داشت.

پاسخ: در واقع، نیمی از بقایای سوزانده شده در آتش، کودکان و نوزادانی بودند که دو سوم از کل بدنشان از قبر بیرون آورده شده بود، افرادی که ماهها پیش دفن شده بودند، و حجم بدنشان از زمان دفن شدن خیلی کم شده بود. بنابراین مقدار چوب موردنیاز تخمین زده شده از طرف منکران اشتباه بود.

سوزاندن اجساد به مقدار زیادی چوب نیاز داشت: قسمت 1 از 2

ادعا: آتشی که در بلزک، سوبیبور و تربلینکا برای سوزاندن اجساد استفاده می شد به مقدار بسیار زیادی چوب برای سوزاندن اجساد به تعداد گزارش شده نیاز داشت.

پاسخ: در واقع، نیمی از بقایای سوزانده شده در آتش، کودکان و نوزادانی بودند که دو سوم از کل بدنشان از قبر بیرون آورده شده بود، افرادی که ماهها پیش دفن شده بودند، و حجم بدنشان از زمان دفن شدن خیلی کم شده بود. بنابراین مقدار چوب موردنیاز تخمین زده شده از طرف منکران اشتباه بود.

سوزاندن اجساد به مقدار زیادی چوب نیاز داشت: قسمت 2 از 2

ادعا: برای سوزاندن 600.000 جسد در بلزک، 96.000 تن چوب مورد نیاز بود: این مقدار از کجا می آمد؟

پاسخ: برآورد مقدار چوب مورد نیاز که منکران هولوکاست در نظر دارند، بسیار زیاد است، و مقدار واقعی چوب موردنیاز برای سوزاندن اجساد با مقدار جنگل زدایی در داخل و اطراف منطقه تناسب دارد.

سوزاندن اجساد به مقدار زیادی چوب نیاز داشت: قسمت 2 از 2

ادعا: برای سوزاندن 600.000 جسد در بلزک، 96.000 تن چوب مورد نیاز بود: این مقدار از کجا می آمد؟

پاسخ: برآورد مقدار چوب مورد نیاز که منکران هولوکاست در نظر دارند، بسیار زیاد است، و مقدار واقعی چوب موردنیاز برای سوزاندن اجساد با مقدار جنگل زدایی در داخل و اطراف منطقه تناسب دارد.

سوزاندن گروهی تعداد زیادی جسد خاکستر زیادی تولید می کرد که در گورهای دست جمعی جا نمی گرفت

ادعا: خاکستر به جا مانده از سوزاندن 600.000 جسد و چوب مورد استفاده برای سوزاندن آنها کل حجم گورهای دست جمعی شناخته شده را پر کرده و به اندازه "60 واگن بار راه آهن" خاکستر به جا می ماند.

براساس یک آزمایش غیرحرفه ای که سناریو را بازآفرینی می کرد، و تنها شرایط سوزاندن گروهی را از دور شبیه سازی نمی کند، و براساس ارقام دقیق تر، گورهای دسته جمعی فضای کافی برای خاکستر تولید شده را فراهم می کرد.

سوزاندن گروهی تعداد زیادی جسد خاکستر زیادی تولید می کرد که در گورهای دست جمعی جا نمی گرفت

ادعا: خاکستر به جا مانده از سوزاندن 600.000 جسد و چوب مورد استفاده برای سوزاندن آنها کل حجم گورهای دست جمعی شناخته شده را پر کرده و به اندازه "60 واگن بار راه آهن" خاکستر به جا می ماند.

براساس یک آزمایش غیرحرفه ای که سناریو را بازآفرینی می کرد، و تنها شرایط سوزاندن گروهی را از دور شبیه سازی نمی کند، و براساس ارقام دقیق تر، گورهای دسته جمعی فضای کافی برای خاکستر تولید شده را فراهم می کرد.

طراحی کوره های آدم سوزی درست نبود و کار نمی کرد

ادعا: طراحی کوره های آدم سوزی در اردوگاههای مرگ تربلینکا، سوبیبور، و بلزک اشتباه بود و این کوره ها نمی توانست کار کند.

پاسخ: آلمانی ها کوره های بزرگ با ارتفاع ثابت ساختند که از بتون و ریلهای راه آهن فولادی ساخته شده بود این کوره ها روی گودالهایی بود که با مواد آتش زا با گازوییل یا نفت پر شده بود، این کوره ها ابتدایی اما بسیار کارآمد بودند.

طراحی کوره های آدم سوزی درست نبود و کار نمی کرد

ادعا: طراحی کوره های آدم سوزی در اردوگاههای مرگ تربلینکا، سوبیبور، و بلزک اشتباه بود و این کوره ها نمی توانست کار کند.

پاسخ: آلمانی ها کوره های بزرگ با ارتفاع ثابت ساختند که از بتون و ریلهای راه آهن فولادی ساخته شده بود این کوره ها روی گودالهایی بود که با مواد آتش زا با گازوییل یا نفت پر شده بود، این کوره ها ابتدایی اما بسیار کارآمد بودند.

نازی های آلمان باید از ریلهایی با آلیاژ ویژه برای تل های آدم سوزی استفاده می کردند

ادعا: گرمای ایجاد شده در اثر سوزاندن اجساد می توانست ریلهای راه آهن استفاده شده در ساختار کوره را ذوب کند

پاسخ: ریلهای راه آهن هنگام ساخت سخت می شوند تا بتوانند وزن قطارهای پر از بار را در هر آب و هوایی تحمل کنند و این واقعیت که بعضی اوقات این ریل ها هنگام سوزاندن اجساد ذوب می شدند مؤید فعالیت مخوف کوره های ساخته شده توسط آلمانها است.

نازی های آلمان باید از ریلهایی با آلیاژ ویژه برای تل های آدم سوزی استفاده می کردند

ادعا: گرمای ایجاد شده در اثر سوزاندن اجساد می توانست ریلهای راه آهن استفاده شده در ساختار کوره را ذوب کند

پاسخ: ریلهای راه آهن هنگام ساخت سخت می شوند تا بتوانند وزن قطارهای پر از بار را در هر آب و هوایی تحمل کنند و این واقعیت که بعضی اوقات این ریل ها هنگام سوزاندن اجساد ذوب می شدند مؤید فعالیت مخوف کوره های ساخته شده توسط آلمانها است.

هوای برفی و سرد لهستان می توانست مراحل سوزاندن را مهار کند

ادعا: با توجه به برف، باد و باران در لهستان کوره های آدم سوزی نمی توانسته به خوبی کار کند، و مدرکی وجود ندارد که آلمانها کوشش داشته اند تا کوره های آدم سوزی را از عناصری که روند مراحل سوزاندن را کند یا متوقف می کرده است حفظ کنند.

حقیقت این است که آب و هوای لهستان معتدل است و در مناطق اردوگاهی متوسط نزولات جوی آن 18 تا 24 اینچ در سال است. و این امر باعث می شد که روزهای بدون بارش و باد برای سوزاندن وجود داشته باشد. همراه با شواهدی چون زبانه کشیدن آتش در فضای 30 فوتی از سطح زمین، شواهد خوبی برای کارآمد بودن کوره های آدم سوزی آلمانها وجود دارد.

هوای برفی و سرد لهستان می توانست مراحل سوزاندن را مهار کند

ادعا: با توجه به برف، باد و باران در لهستان کوره های آدم سوزی نمی توانسته به خوبی کار کند، و مدرکی وجود ندارد که آلمانها کوشش داشته اند تا کوره های آدم سوزی را از عناصری که روند مراحل سوزاندن را کند یا متوقف می کرده است حفظ کنند.

حقیقت این است که آب و هوای لهستان معتدل است و در مناطق اردوگاهی متوسط نزولات جوی آن 18 تا 24 اینچ در سال است. و این امر باعث می شد که روزهای بدون بارش و باد برای سوزاندن وجود داشته باشد. همراه با شواهدی چون زبانه کشیدن آتش در فضای 30 فوتی از سطح زمین، شواهد خوبی برای کارآمد بودن کوره های آدم سوزی آلمانها وجود دارد.